برکه... یک   

 

 

 

 

 می‌دونی، اینجا مال خودمه.

راجع به هرچی که دلم بخواد می‌نویسم.

حتی راجع به اون آبی که وقتی ‌خندیدی بین نوک زبونت و پشت دندونات جمع شد و برقش مثل برق تابش خورشید اول صبح بود به سطح یه برکه بکر و آروم...

 

 

 

 

لینک